اینجا رو یک بار پاک کردم و با ری استارت شدن بلاگفا و از بین رفتن نوشته های خیلی بلاگ ها، بدبختی (!) وبلاگ من برگشت. بعضی ها خاطراتشون رو از دست دادن و من قدرت دوباره پاک کردن بلاگی که یک بار ازش دست کشیدم! که دوباره خیلی عجیب برگشت و بهم دهن کجی کردی که هی!! گور بابات!! من بیخ ریشتم و انقدر میمونم تا چشت درآد!
خب .. من دوباره سعی کردم باهاش آشتی کنم اما ته دلم.. از خاطرات اینجا و آدم های اینجا و بیشتر از همه خودم، بدم میاد. از مخاطب های خاصم بدم میاد. دروغ چرا .. اون روزها باعث میشه دلم از اضطراب پیچ بزنه و نوک انگشت هام سر بشه. دوست ندارم چه کارش میتونم بکنم؟
روزهایی رو میگذرونم که بدم نمیاد ازشون بنویسم. روزهای معمولی، از منِ به شدت معمولی. نه منی که اینجا می نوشتم و تو ذهن خودم توی تنها بودن و درک نشدن و نوجوونی تافته ی جدا بافته بودم. میگن خوبه آدم روند رشدش رو ببینه. قبولش کنه. همونجا بمونه. اما خب من ته دلم می خوام اینجا رو بذارم برای همون روزا بمونه. با این آدرس خزی که تو ۱۴ سالگی انتخاب کردم :)) "write 4 you" .. :))
خلاصه که .. من میام و سر میزنم و حتما گهگاهی چیزشعری می نویسم. اما می خوام جای دیگه ای رو داشته باشم که به خودم فرصت شروع دوباره بدم بدون سایه ی قدیمی که اینجا رو خودم احساس می کنم. اگه دوست داشتید بخونید اونطرف رو کامنت بذارید آدرسش رو بگم، یا شایدم همین پست رو آپدیت کنم و آدرس بذارم.
قربون شما .. کالیفرنیا نویس