- یه نازی ، نباید رحم رو بشناسه!نباید ...

به چشماش نگاه می کنم.

- این موجود ضعیف فرقی نداره که باشه یا نباشه ...

با پاهام ، خاک روی زمین رو جابجا می کنم !

- گوشت با منه ؟!

...

پیانو ، ویلون ، صدای گریه ی آروم کودک با پالتوی قرمزش ...

...

- بله قربان!

...

- بزن

...

- به نام خدای جنگ، به نام هیتلر ...

سر لوله ی آهنی، شقیقه ی سرمو لمس کرد ...

نفس عمیق...

انگشتمو جمع می کنم ... بساطمو نیز ...

هایل هیتلر ...!

--------

+ ... من از شور تو برخاستم ، از انعکاس حضور تو ...


برچسب‌ها: مناظره