خــــواب ... خواب ... خــوابـــــ ... خ و ا ب ...

صبح / ظهر / شب / خوابـــــــــــ ...

- چشم هات چرا اینجوری شده ؟

- چه جوری ؟

- انگار شده فهوه ای کمرنگ ، مایل به عسلی !

- جدا" ؟ پس منم اینطوریم! باید از 12 ساعت می گذشت ... اومدن مروارید های لعنتی!

- چی ؟

- هیچی ! تو راحت باش!

سر درد ، خـــــــواب . . . . . .

- چجوری انقدر می تونی بخوابی؟ یعنی کنکور انقدر خستت کرده ؟

- تو دلم : و خداوند قرص را آفرید ...

قرصی که باید برای خوابیدن یک چهارمش را می خوردم شب های پر از استرسم

و حالا من ...

مشت ها از آن در کشوی نیمه بازم پنهان کرده ام ،

برای وقت مبادا

برای یک خواب زیادی طولانی

هاه ...

-------------------

+ کسایی که شمارمو دارن ، "به هیچ عنوان" SMS ندن! زنگ نزنن! توضیح خواهم داد!

+ توضیح خواهم داد ؟ اگر مجالی باشد ...

+ از این به بعد این بلاگ همین مدلی به روز میشه! سیاه... مثل روزگار این روز هام ، حسین!!! (یاد تو افتادم!)

+ هیچکس نمیره ... من سر جام واستادم ... من انگشت کوچیکم پیش تو جا مونده ... بازوی تو بین دستای من!

+ ف.ا.ک