-
تمام دويست و خورده اي عضلات صورت لعنتي ام را بايد به كار بگيرم
بايد زور بزنم
براي تظاهر ، براي يك لبخند حال بهم زن كذايي
مگر كورند ! مگر چشم هايم را نمي بينند !
شايد باشند. شايد كور باشند. تو لبخندت را بزن دخترك بدبخت قصه.
نگذار هر كسي به حالت دل بسوزاند.
چشم هايت را ببند. با يك دست ، دست خواهر عزيز تر از جانت را بگير
با دست ديگرت دست گرمي كه انگشت هايت برايش قد كشيده اند
فشارشان بده
آنها ميدانند
تو بخند ...بخند ...
-----------
+ بالاخره شروع كردم به جمع كردن جزوه ها ، كه يه نوشته ي كوتاه ، باز باروني ام كرد
- يه شب باروني ، شب امتحان ديفرانسيل من ....... ( يادته؟ هووم ؟ :'''''' )
+ به وبلاگ هاتون نميام.چون لپ تاپم دستم نيست و نمي خوام توي History كامپيوتر خونه Save شين.
+ غزل !!! از فضاي وبلاگ مشخص نيست چرا نميام وبت نظر بذارم ؟!!
+ ديشب ... آلپرازولا خوردم. 2 تا كامل! واوو ... يه شب بدون كابوس معركه بود ديشب!