050
سجده کن ... آدم!
بر دنیا سجده کن ... بر این دسیسه ی بزرگ ...
پسرک با شاخه ی گل کوچکش هم انتظار باران را دیگر نمی کشد ...
بخند ...آدم!
به سنگ هایی که برایت می بارد بخند ....
فریاد بزن ...
اشک بریز ...
بمیر ...
بگذار باران بیاید ...
و تن بی جانت را با لاشه ی پلاسیده ی گل پر پر شده بشورد و ببرد ...
--------
+ این روز ها برای مرگم نقشه میریزم ... زیاد ...
+ پدر ... با آهنگ بلاگت میمیرم و زنده میشم .......
+ ۱۳۹۱/۰۵/۲۲ توسط سن
|